پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۷

غمگسار دل سودازده من شبهاست

همزبانی که مرا هست همین یاربهاست

در سیه خانه لیلی نبود مجنون را

با خیال تو حضوری که مرا در شبهاست

آرزو در دل من حلقه بیرون درست

سینه ساده من سد ره مطلبهاست

نیست ممکن به عزیزی نرسند آخر کار

یوسفی چند که محبوس درین قالبهاست

بهر دیوانه من نعل در آتش دارد

هر کجا کودک شوخی که درین مکتبهاست

چه خیال است که نشکسته درآید به کنار؟

دل که طوفان زده موجه این غبغبهاست

گرمی حرص به جز مرگ ندارد درمان

عرق سرد سرانجام علاج تبهاست

کار دنیای تو گر در گره افتد خوش باش

چه به جز زهر فنا در گره عقربهاست؟

می کشد غیرت هفتاد و دو ملت صائب

هر که چون پیر خرابات ز خوش مشربهاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳۹صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۰عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۴شبنم غنچۀ بیداردلان چشم بدست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۵هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.