پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴۱

پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است

خرده گل همه در دیده بلبل خوب است

حاصل گردش افلاک دم صبح بود

از نفس آنچه شمرده است همان محسوب است

بس که شد سختی ایام گوارا بر من

هر که بر سینه زند سنگ مرا، دلکوب است

نسبت شمع به رخسار تو از بی بصری است

هر چه در پرده شب جلوه کند معیوب است

سهل کاری است گذشتن ز تماشای بهشت

هر که صبر از رخ خوب تو کند ایوب است

بی کشش کوشش عاشق به مقامی نرسد

فارغ از سعی بود سالک اگر مجذوب است

دلپذیرست ز نزدیکی گل نشتر خار

هر جفایی که ز محبوب رسد محبوب است

هر که از راه ادب دست فضولی اینجا

بر دل خویش نهد، در کمر مطلوب است

نوخطان گرد غم از سینه من می روبند

دایم این غمکده را بال پری جاروب است

شد ز پیراهن ازان زخم زلیخا ناسور

که عبیرش ز غبار نظر یعقوب است

گرچه در وصل بود عاشق حیران صائب

همچنان چشم به راه خبر و مکتوب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۴شبنم غنچۀ بیداردلان چشم بدست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۵هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۸خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۹تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.