پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴۵

هر که از درد طلب شکوه کند نامردست

عشق دردی است که درمان هزاران دردست

کثرت خلق به وحدت نرساند نقصان

که علم غوطه به لشکر زده است و فردست

مهر و مه نور دهد تا نظر ما بیناست

چرخ در گرد بود تا سر ما در گردست

کوچه گردان جنون موج سرایی دارند

عشرت روی زمین رزق بیابانگردست

جرم ابنای زمان را ز فلک می دانیم

هر چه شب دزد نماید گنه شبگردست

مس طلا می شود از نور عبادت صائب

روی شبخیز چو خورشید ازان رو زردست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۸خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۹تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵۱دوری راه طلب بر دل کاهل بارست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵۲نغمه را در دل عشاق اثر بسیارست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵۳نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵۴از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.