پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴۷

مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست

باده لعلیش از لعل گهربار خودست

می توان یافتن از حلقه شدنهای خطش

که به صد چشم دلش واله رخسار خودست

بر گرفتاری ما کی جگرش می سوزد؟

آن که بیش از همه عشاق گرفتار خودست

به کباب دل عاشق نکند تلخ دهن

هر که را نقل می از لعل شکربار خودست

کی به نقد دل و جان دگران پردازد؟

چون مه مصر، عزیزی که گرفتار خودست

دل چون آینه از سنگ توقع دارد

بس که آن آینه رو تشنه دیوار خودست

می کند جلوه مستانه نکویان را مست

بیشتر مستی طاوس ز رفتار خودست

یکقلم فاختگان را خط آزادی داد

سرو موزون تو از بس که هوادار خودست

به پریشانی عشاق کجا پردازد؟

آن که از سلسله زلف، گرفتار خودست

نظر از جلوه خورشید کجا آب دهد؟

شبنم هر که نظرباز به گلزار خودست

عکس خود سیر ندیده است در آینه و آب

بس که اندیشه اش از غمزه خونخوار خودست!

چه گل از روی تو نظاره تواند چیدن؟

که به مستی عرق شرم تو هشیار خودست

چند پوشیده کنی عشق خود از اهل نظر؟

نیست بیمار کسی چشم تو بیمار خودست

چه دهم دل به نگاری که بود واله خویش؟

چه پرستم صنمی را که پرستار خودست؟

نیست ممکن که شود رام به مجنون صائب

رم ز خود کرده غزالی که طلبکار خودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۹تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵۱دوری راه طلب بر دل کاهل بارست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۵۲نغمه را در دل عشاق اثر بسیارست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵۳نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵۴از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵۵خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵۶در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.