پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۵

خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست

چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست

نیست از آب گهر بر جگر تشنه لبان

از لب لعل تو داغی که مرا بر جگرست

ناامیدی است به پیغام لباسی خرسند

ور نه از یوسف ما باد صبا بیخبرست

دولتی را که بود بال هما باعث آن

پیش ارباب بصیرت به جناح سفرست

چه خیال است ز ما خاطر خاری شکند؟

پای پر آبله سوختگان دیده ورست

زنگ افسوس بود قسمتش از نقش و نگار

هر که چون آینه و آب، پریشان نظرست

دیده حسرت غواص نفس باخته ای است

هر حبابی که درین قلزم خون جلوه گرست

طالع شبنم بی شرم بلند افتاده است

ورنه از دامن گل دامن ما پاکترست

در شکرزار قناعت نبود تلخی عیش

دیده مور درین بادیه تنگ شکرست

شکوه از سنگ ندارد گهر ما صائب

هر شکستی که به گوهر رسد از هم گهرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۵۷لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵۸سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵۹راز من نقل مجالس ز صفای گهرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰در ره عشق، قضا کور و قدر بیخبرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱هر که مست است درین میکده هشیارترست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲لب لعلت ز می ناب رباینده ترست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴شکوه از گردش گردون ز بصیرت دورست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.