پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۱

هر که مست است درین میکده هشیارترست

هر که از بیخبران است خبردارترست

سوزن از خار چه خونها که ندارد در دل

خون فزون می خورد آن چشم که بیدارترست

کجی از ما نتوان برد به آتش بیرون

از کمان، ناوک ما خانه نگهدارترست

تیره بختی شب امید بود عاشق را

ابر هر چند سیاه است گهربارترست

از گل روی تو، غافل که تواند گل چید؟

که ز شبنم عرق شرم تو بیدارترست

بازی نرمی آن دست نگارین مخورید

که ز سر پنجه فولاد، دل افشارترست

بار بردار ز دلها که درین راه دراز

آن رسد زود به منزل که گرانبارترست

خط شبرنگ شد آن خال سیه را پر و بال

راهزن در شب تاریک جگردارترست

مکن از از سختی ره شکوه که ره پیما را

می کند سر به هوا راه چو هموارترست

عجز دشمن نشود هوش مرا پرده خواب

بیش می ترسم ازان چشم که بیمارترست

عشرت روی زمین در گره دلتنگی است

از دهنها دهن تنگ شکربارترست

نفس سرکش نشد از توبه ملایم صائب

خار هر چند شود خشک دل آزارترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴شکوه از گردش گردون ز بصیرت دورست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵عشق هر چند که در پرده بود مشهورست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ساحل بحر پر آشوب فنا شمشیرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸معنی از لفظ سبکروح فلک پروازست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹زاده بد گهر از پاک گهر ممتازست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.