پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۰

در ره عشق، قضا کور و قدر بیخبرست

می دهد هر که ازین راه خبر، بیخبرست

از سرانجام دل، آگاه نباشد عاشق

شعله از عاقبت سیر شرر بیخبرست

در سر دل تو چه دانی که چه دولتها هست؟

صدف پست ز اقبال گهر بیخبرست

عشق با جرأت گفتار نمی گردد جمع

طوطی از حسن گلوسوز شکر بیخبرست

لذت سوده الماس نمی یابد چیست

بس که از لذت داغ تو جگر بیخبرست

از گرانجانی خود پشت به کوه افکنده است

کشتی از قوت بازوی خطر بیخبرست

چون نسوزد جگر سنگ به نومیدی من؟

که عقیق تو ازین تشنه جگر بیخبرست

قدح تلخ مکافات کند مخمورش

شم مستی که ز ارباب نظر بیخبرست

آن که بر بیخبری طعن زند مستان را

خبر از خویش ندارد چه قدر بیخبرست

ناله ای کز سر در دست، اثرها دارد

چون نواهای تو صائب ز اثر بیخبرست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲لب لعلت ز می ناب رباینده ترست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴شکوه از گردش گردون ز بصیرت دورست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵عشق هر چند که در پرده بود مشهورست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ساحل بحر پر آشوب فنا شمشیرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸معنی از لفظ سبکروح فلک پروازست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹زاده بد گهر از پاک گهر ممتازست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.