پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن

طرف صحبت من صورت دیوار بس است

کاروانی جهد از خواب به یک طبل رحیل

در شبستان جهان یک دل بیدار بس است

نبرد سبحه تزویر به صد راه مرا

کمر وحدت من حلقه زنار بس است

بی نیازست سخنور ز محرک صائب

خامه را ذوق سخن باعث گفتار بس است

می گلرنگ من آن روی چو گلنار بس است

نقل من حرفی ازان لعل شکربار بس است

نیست چون سیل مرا راهنمایی در کار

کشش بحر مرا قافله سالار بس است

پرتو عاریتی نعل در آتش دارد

شمع بالین من از دیده بیدار بس است

قیل و قال است گران بر دل روشن گهران

طوطی آینه ام سبزه زنگار بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵از دل خونشده ام چهره جانان داغ است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶هر چه جز گوهر عشق است درین بحر کف است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸عشق را از دل سودازده ما ننگ است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.