پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۵

از دل خونشده ام چهره جانان داغ است

از کباب تر من آتش سوزان داغ است

الف از برق کشد بهر چه بر سینه خویش؟

گر نه از چشم ترم ابر بهاران داغ است

جگر سوخته را تیغ بود آب حیات

سر سودازده را چتر سلیمان داغ است

مرهم داغ من تشنه جگر زخم بود

بخیه زخم من بی سر و سامان داغ است

لب خندانی اگر هست به عالم، زخم است

گل بی خاری اگر هست به دوران، داغ است

چون سمندر بود اخگر گل بی خار مرا

از جگرداری من آتش سوزان داغ است

نیست چون لاله ز خونین جگری رنگ ترا

ورنه شیرازه اوراق پریشان داغ است

چتر خورشید قیامت بودش سایه بید

دل هر سوخته جانی که ز هجران داغ است

کلف چهره ماه است دلیل روشن

کز طمع، قسمت دلهای پریشان داغ است

چون سیاهی نرود از سر داغش هرگز؟

گر نه از لعل لبش چشمه حیوان داغ است

به چه تقریب ز فانوس حصاری شده است؟

گر نه از چهره او شمع فروزان داغ است

می توان یافتن از ریختن رنگ سهیل

که زر نگینی آن سیب زنخدان داغ است

دل خونگرم من از دوری آن تیر خدنگ

چون کریمی است که از رفتن مهمان داغ است

آتش خشم فرو خور، که سراپای پلنگ

از برون دادن این آتش پنهان داغ است

می کند از قدح لاله تراوش صائب

که نصیب جگر از نعمت الوان داغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸عشق را از دل سودازده ما ننگ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنچنان بلبل من واله و حیران گل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲پشت دست تو به از آینه روی گل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳دل ز خال لب منظور گرفتن ستم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴بزم عالم ز دل خون شده ما گرم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.