پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۷

ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است

دست خورشید به دامان سحر نزدیک است

قسمت من چو صدف چون لب خشک است از بحر

زین چه حاصل که به من آب گهر نزدیک است؟

وصل با کوتهی دست ندارد ثمری

بهله رازین چه که دستش به کمر نزدیک است؟

صرف خمیازه آغوش شود اوقاتش

هاله هر چند به ظاهر به قمر نزدیک است

روی دنیای فرومایه به بی رویان است

همه جا پشت ز آیینه به زر نزدیک است

دل ز خط زودتر از زلف شود کامروا

شب ایام بهاران به سحر نزدیک است

کار آتش کند آبی که به تلخی بخشند

ورنه دریا به من تشنه جگر نزدیک است

سکه سان رویی از آهن به کف آور صائب

کاین متاعی است که امروز به زر نزدیک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنچنان بلبل من واله و حیران گل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲پشت دست تو به از آینه روی گل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳دل ز خال لب منظور گرفتن ستم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴بزم عالم ز دل خون شده ما گرم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برق خاشاک گنه، روزه تابستان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶زنگ آیینه من صحبت بیدردان است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.