پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۲

خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است

این سرایی است که در بسته و معمور خوش است

نه همین روی زمین از تو شکر می خندد

کز شکرخند تو در زیر زمین مور خوش است

هر کبابی که بود شور، نمی باشد خوش

دل کبابی است که هر چند بود شور خوش است

خاکساری ز بزرگان جهان زیبنده است

این سفالی است که در مجلس فغفور خوش است

در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد

بر سر دار فنا مسند منصور خوش است

خون مرده است به چشم تو شب از مرده دلی

ورنه بیداردلان را شب دیجور خوش است

چند در پرده کسی راز خود اظهار کند؟

ارنی گفتن موسی به سر طور خوش است

دوزخ بی هنران صحبت بینایان است

خانه هر چند که تاریک بود عور خوش است

نیست باز آمدن از فکر و خیال تو مرا

با رفیقان موافق سفر دور خوش است

می زند بر جگر تشنه لبان آب، عقیق

با خیال تو دل صائب مهجور خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵از دل خونشده ام چهره جانان داغ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶هر چه جز گوهر عشق است درین بحر کف است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸عشق را از دل سودازده ما ننگ است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنچنان بلبل من واله و حیران گل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.