پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۱

دوری راه طلب بر دل کاهل بارست

بر دل گرمروان، دیدن منزل بارست

بیش ازین بردل دریا نتوان بار نهاد

ورنه بر کشتی ما لنگر ساحل بارست

غم آواره صحرای طلب منظورست

ور نه گلبانگ جرس بر دل محمل بارست

همت آن است که در پرده شب جود کنند

سایه دست کرم بر سر سایل بارست

غنچه خسبان سراپرده دلتنگی را

گر همه برگ حیات است، که بر دل بارست

در مقامی که سر زلف سخن شانه زنند

باد اگر باد بهشت است، که بر دل بارست

صائب آنجا که کند حسن و محبت خلوت

پرتو شمع سبکروح به محفل بارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۵۳نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵۴از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵۵خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۵۶در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵۷لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵۸سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵۹راز من نقل مجالس ز صفای گهرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰در ره عشق، قضا کور و قدر بیخبرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.