پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴۴

شبنم غنچۀ بیداردلان چشم بدست

صیقل سینۀ روشن‌گهران دست ردست

خودنمایی چه بلاهای نمایان دارد

ایمن از زنگ بود آینه تا در نمدست

به دل پاک نظر کن نه به دستار سفید

سطحیان را نظر از بحر گهر بر زبدست

پیش ازین خانۀ صیاد ز خاروخس بود

این زمان خرقۀ پشمین و کلاه نمدست

در دل هرکه حسد نیست غم دوزخ نیست

تخم آن آتش جان‌سوز شرار حسدست

ما ازین هستی ده‌روزه به جان آمده‌ایم

وای بر خضر که زندانی عمر ابدست

مرگ را بی‌خبران دور ز خود می‌دانند

چار دیوار جسد در نظر من لحدست

نیست در عالم ایجاد به جز تیغ زبان

بی‌گناهی که سزاوار به حبس ابدست

نیست در چشمۀ خورشید غباری صائب

چشم کوته‌نظران پرده‌نشین رمدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۸خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۹تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵۱دوری راه طلب بر دل کاهل بارست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵۲نغمه را در دل عشاق اثر بسیارست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵۳نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.