پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۹

صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است

جام شیری که برد دل ز شکر مهتاب است

شمع بالین من خسته تب گرم من است

شربت سرد من تشنه جگر مهتاب است

شمع روشن گهران روشنی از هم گیرد

رونق افروز می پاک گهر مهتاب است

این چه رمزست که در خانه دربسته دل

از فروغ رخ او تا به سحر مهتاب است

هر دلی مظهر انوار تجلی نشود

پیش مهر آن که کند سینه سپر مهتاب است

در دل ماست نهان یار و جهان روشن ازوست

ماه جای دگر و جای دگر مهتاب است

چشمه مست من رنگ نمی گرداند

در سرای من اگر سیل، گر مهتاب است

دل صائب نخورد آب ز هر ماه جبین

زنگ آیینه ارباب نظر مهتاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۴شبنم غنچۀ بیداردلان چشم بدست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۵هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۸خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.