پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۲

خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست

مشک خالص شدن از صافی این خون پیداست

همچو داغ از جگر لاله و چون درد از می

خون ما سوختگان زان لب میگون پیداست

می توان خواند ز سیمای علم آیه فتح

عالم آشوبی ازان قامت موزون پیداست

خط ننوشته ز سیمای رخ روشن او

همچو موج از قدح باده گلگون پیداست

چون نباشد جگر لعل ز رشک تو کباب؟

شوخی نشأه می زان لب میگون پیداست

همچو آبی که نمایان شود از پرده لعل

تن سیمین تو از جامه گلگون پیداست

من گرفتم نفس سوخته را ضبط کنم

داغ من چون جگر لاله ز بیرون پیداست

به خموشی نشود راز محبت مستور

چه زنی مهر بر آن نامه که مضمون پیداست؟

پیش روشن گهران آبله پر خونی است

لعل و یاقوت که از تاج فریدون پیداست

روح سرگشته مجنون غبارآلودست

گردبادی که ازین دامن هامون پیداست

چه ضرورست به میزان خرد سنجیدن؟

ثقل دنیا ز فرو رفتن قارون پیداست

خبر از روشنی سینه خم می بخشد

نور حکمت که ز سیمای فلاطون پیداست

شوخی نرگس لیلی ز سراپرده شرم

پیش صاحب نظران از رم مجنون پیداست

نیست صائب خط ازان صفحه رخسار پدید

سرنوشت من ازان چهره گلگون پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴در کمین این فلک سخت کمانی که تراست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶اشک لعلی است روان بر رخ چون زر که مراست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷پرده شب بود ایام شبابی که مراست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۰در لحد گل نکند شعله داغی که مراست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱قانع از صاف به دردست دماغی که مراست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.