پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۲

ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست

مهره برچیده شد و بازی طفلانه بجاست

دل سیاه است اگر گشت بناگوش سفید

پا اگر نیست بجا، لغزش مستانه بجاست

خارخاری به دل از عمر سبکرو مانده است

مشت خار و خسی از سیل به ویرانه بجاست

آسیا گرچه برآورد ز بنیادش گرد

هوس نشو و نما در گره دانه بجاست

نسبت شوق به هجران و وصال است یکی

رفت ایام گل و شورش دیوانه بجاست

یار نوخط شد و آغاز جنون است مرا

شمع خاموش شد و گرمی پروانه بجاست

چشم من بر در و دیوار حرم افتاده است

نگذارند مرا گر به صنمخانه، بجاست

گرچه در خواب گران عمر سر آمد صائب

همچنان رغبت شیرینی افسانه بجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷قد موزون تو روزی که به جولان برخاست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.