پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

آخر ای خانه برانداز سرای تو کجاست؟

روزنی نیست که چون ذره نجستیم ترا

هیچ روشن نشد ای شمع که جای تو کجاست

گر وفای تو فزون است ز اندازه ما

آخر ای دلبر بیرحم، جفای تو کجاست؟

جنگ و بدخویی و بیرحمی و بی پروایی

همه هستند به جا، صلح و صفای تو کجاست؟

ای نسیم سحر، ای غنچه گشاینده دل

وقت یاری است، دم عقده گشای تو کجاست؟

بوسه ای از لب شیرین تو ای تنگ شکر

ما گرفتیم نخواهیم، عطای تو کجاست؟

صائب از گرد خجالت شده در خاک نهان

موجه رحمت دریای عطای تو کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷قد موزون تو روزی که به جولان برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.