پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست

اشرف آنجاست که آن سرو خرامان آنجاست

عیش ما نیست چو بلبل به بهاران موقوف

هر کجا لاله رخی هست گلستان آنجاست

گر کشد دل به خرابات مرا، معذورم

سر فارغ، دل بی غم، لب خندان آنجاست

می کند خنده سوفار، دل از پیکانش

عیش فرش است در آن خانه که مهمان آنجاست

هر شبستان که در او روی عرقناکی هست

من دلسوخته را چشمه حیوان آنجاست

ای صبا در حرم زلف چو محرم شده ای

به ادب باش که دلهای پریشان آنجاست

نیست بی شور جنون عالم گل را نمکی

من و آن شهر که دیوانه فراوان آنجاست

دل چو بی عشق شود هیچ کم از زندان نیست

چاه، مصرست اگر یوسف کنعان آنجاست

در دل مور ز تنگی به حقارت منگر

که نهانخانه اقبال سلیمان آنجاست

دل تنگی که در او راه ندارد دنیا

بی سخن، خلوت پنهانی جانان آنجاست

ای که مشغول به سنجیدن مرده شده ای

دست بردار ازین کار، که میزان آنجاست

از صفای در و دیوار گلستان صائب

می توان یافت که آن نو گل خندان آنجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷قد موزون تو روزی که به جولان برخاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴در کمین این فلک سخت کمانی که تراست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.