پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت

خون خود را ازان لب شکرشکن خواهم گرفت

گر به هشیاری حجابش مانع احسان شود

در سر مستی ازان شیرین سخن خواهم گرفت

یا به خون خود لبش را می کنم یاقوت رنگ

یا عقیق آبدارش در دهن خواهم گرفت

از لطافت گر ز آغوشم کند پهلو تهی

رخصت نظاره ای زان سیمتن خواهم گرفت

رشته هستی ز پیچ وتاب اگر کوته نشد

جرعه آبی ازان چاه ذهن خواهم گرفت

همچو قمری رخصت بر گرد سر گردیدنی

هر چه باداباد، ازان سرو چمن خواهم گرفت

گرچه از مینا کسی نگرفته خون جام را

خونبهای دل ازان پیمان شکن خواهم گرفت

چشم من در پاکدامانی کم از یعقوب نیست

سرمه بینش ز بوی پیرهن خواهم گرفت

می شود پامال صائب چون شود دعوی کهن

در همین جا خونبهای خویشتن خواهم گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹تا عرق از چهره جانان تراویدن گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰جوهر شمشیر غیرت پیچ وتاب از من گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.