پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۵

چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟

رو به این آیینه آورده است آه از شش جهت

کاش سر تا پای می گشتم نظر چون آفتاب

تا به رخسار تو می کردم نگاه از شش جهت

کعبه و بتخانه ای در عالم توحید نیست

عاشق یکرنگ دارد قبله گاه از شش جهت

کاهلی پیچیده دارد دامن ما را به دست

ورنه دارد کعبه کوی تو راه از شش جهت

هر که را دیدیم حیران قد رعنای اوست

بر علم دارد نظر دایم سپاه از شش جهت

هر که گردد بی سر و پا در خم چوگان چرخ

نور از خورشید می گیرد چو ماه از شش جهت

تا به کی در جستجوی آن نگار بی جهت

کاروان گریه اندازم به راه از شش جهت

چون به تلخی عاقبت بر جای می باید گذاشت

چند چون زنبور سازی تکیه گاه از شش جهت

نیست صائب فرصت پرسیده راه صواب

در میان دارد مرا از بس گناه از شش جهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷غم از دل می زداید چون صباح عید رخسارت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸غزالان را ز وحشت باز دارد دیدن چشمت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰دست بر هر چه فشاندم به رگ جان آویخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱چهره صاف تو آیینه اندیشه نماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳تلخ شد عشرتم آن لعل شکربار کجاست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.