پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۹

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

قانعم با دل بیدار ز بیداری بخت

شکر این نعمت عظمی چه توانم کردن

که به دولت نرسیدم ز مددکاری بخت

شکوه از بخت گرانخواب ز کوته نظری است

که سبکسیر بود مدت بیداری بخت

از برومندی ظاهر دل چون آینه را

غوطه در زنگ دهد جامه زنگاری بخت

با هنر طالع فرخنده نمی گردد جمع

که بود محضر دانش خط بیزاری بخت

دو سه روزی است برومندی گلزار امید

سایه ابر بهارست هواداری بخت

نیست ممکن که ز یک دست صدا برخیزد

یار اگر یار نباشد چه کند یاری بخت؟

صائب ارباب هوس کامروایند همه

هست مخصوص به عشاق سیه کاری بخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱چهره صاف تو آیینه اندیشه نماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳تلخ شد عشرتم آن لعل شکربار کجاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷قد موزون تو روزی که به جولان برخاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.