پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۸

وقت خط کام از لب چون نوش می باید گرفت

درد این میخانه را سرجوش می باید گرفت

می شود جان تازه از آمیزش سیمین بران

تیغ را چون زخم در آغوش می باید گرفت

سرسری نتوان گذشت از آب جان بخش حیات

تیغ را چون زخم در آغوش می باید گرفت

تا نگردی بر گنه در خانه خالی دلیر

صورت دیوار را با هوش می باید گرفت

با سبک مغزی کلاه فقر بر سر پینه ای است

زین سر خوان تهی سرپوش می باید گرفت

در صلاح اهل ظاهر مکرها پوشیده است

دور خود را زین چه خس پوش می باید گرفت

ساز باشد پرده بیگانگی در بزم می

مطرب از گلبانگ نوشانوش می باید گرفت

محفل روشن ضمیران جای قیل وقال نیست

چون صدف در پیش دریا گوش می باید گرفت

تا بود ایمن ز سیلاب حوادث خانه ات

خانه خود چون کمان بر دوش می باید گرفت

دل ز شیرینی به تلخی می توان برداشتن

نیش این وحشت سرا را نوش می باید گرفت

مدتی سجاده تقوی به دوش انداختی

روزگاری هم سبو بر دوش می باید گرفت

تا بود در جوش صائب سینه گرم بهار

ساغری زین باده سرجوش می باید گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱وقت رندی خوش که کام از موسم گل برگرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.