پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۳

کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت

نافه از ناف غزالان ختن آخر گرفت

گرچه عمری کرد کلک تر زبان استادگی

گوش تا گوش زمین را از سخن آخر گرفت

گرچه از داغ غریبی روزگاری سوخت دل

مرهم کافوری از صبح وطن آخر گرفت

چشم مستش گرچه برد از کار دست و دل مرا

شکر لله دستم آن سیب ذقن آخر گرفت

چهره نتوانست شد با روی آتشناک یار

شمع از خجلت سر خود ز انجمن آخر گرفت

در به روی آشنایان بستن از انصاف نیست

سبزه بیگانه خواهد این چمن آخر گرفت

از خزان در روزگار میر عدل نوبهار

خون خود را لاله خونین کفن آخر گرفت

گرچه اول دیده را از پیرهن یعقوب باخت

خون چشم خود ز بوی پیرهن آخر گرفت

من به صد امید ازو چشم نوازش داشتم

خط مشکین کام ازان تنگ دهن آخر گرفت

گرچه از سنگین دلی ما را به یکدیگر شکست

داد ما را خط ز زلف پر شکن آخر گرفت

تیشه در تمثال شیرین گرچه سختیها کشید

جان شیرین مزد دست از کوهکن آخر گرفت

گرچه پیچ و تاب زد بسیار چون نال قلم

ملک معنی صائب شیرین سخن آخر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹تا عرق از چهره جانان تراویدن گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰جوهر شمشیر غیرت پیچ وتاب از من گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.