پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۴

تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت

آسمان آیینه خورشید را در گل گرفت

این قدر تدبیر در تسخیر ما در کار نیست

مرغ نوپرواز ما را می توان غافل گرفت

پر برون آرد به اندک روزگاری چون خدنگ

هر که را درد طلب پیکان صفت در دل گرفت

دست گستاخی ندارد خار صحرای ادب

ورنه مجنون می تواند دامن محمل گرفت

سبحه از ریگ روان سازم که دست طاقتم

سوده شد از بس شمار عقده مشکل گرفت

دست بردارد اگر از چشم بندی شرم عشق

می توان از یک نگه تیغ از کف قاتل گرفت

بی تکلف می تواند لاف خودداری زدن

هر که در وقت خرام او عنان دل گرفت

چون شرر رقص طرب در جانفشانی می کنم

بس که چون صائب ز اوضاع جهانم دل گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹تا عرق از چهره جانان تراویدن گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰جوهر شمشیر غیرت پیچ وتاب از من گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.