پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

در خرابات مغان منزل نمی‌باید گرفت

چون گرفتی، کین کس در دل نمی‌باید گرفت

یا نمی‌باید ز آزادی زدن چون سرو لاف

یا گره از بی‌بری در دل نمی‌باید گرفت

سد راه عالم بالاست معشوق مجاز

دامن این سرو پا در گل نمی‌باید گرفت

تا توان سرپنجه دریا چو طوفان تاب داد

تیغ موج از قبضه ساحل نمی‌باید گرفت

خون‌بها بهتر ز حفظ آبروی عشق نیست

در قیامت دامن قاتل نمی‌باید گرفت

با وجود حسن معنی، خواهش صورت خطاست

پیش لیلی دامن محمل نمی‌باید گرفت

صاف چون آیینه می‌باید شدن با خوب و زشت

هیچ چیز از هیچ کس در دل نمی‌باید گرفت

طالب حق را چو تیری کز کمان بیرون جهد

هیچ جا آرام تا منزل نمی‌باید گرفت

چشم بد بسیار دارد در کمین آسودگی

چون سپند آرام در محفل نمی‌باید گرفت

آه افسوس است صائب حاصل موج سراب

دامن دنیای بی‌حاصل نمی‌باید گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱وقت رندی خوش که کام از موسم گل برگرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.