پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۷

زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت

بعد ازان مهر از لب اظهار می باید گرفت

نوبهار آمد، ره گلزار می باید گرفت

داد دل از ساغر سرشار می باید گرفت

در چنین فصلی که عریانی لباس صحت است

پنبه از مینا، ز سر دستار می باید گرفت

بر خود اوضاع جهان هموار کردن سهل نیست

خار بی گل را گل بی خار می باید گرفت

خون خود را لعل کردن کار هر بیدرد نیست

جا به زیر تیغ چون کهسار می باید گرفت

می کند از دوستان خصمی تراوش بیشتر

طوطیان را سبزه زنگار می باید گرفت

هیچ سایل را مبادا کار با سنگین دلان!

بوسه ای زان لب به چندین بار می باید گرفت

موشکافان کفر می دانند شید و زرق را

رشته تسبیح را زنار می باید گرفت

تا به کی شد دل از طول امل در پیچ و تاب؟

از فسون این مهره را از مار می باید گرفت

مشت خاکی را که سامان وصول بحر نیست

دامن سیل سبکرفتار می باید گرفت

تا نگردیده است صائب استخوانت توتیا

گوشه ای زین خلق ناهموار می باید گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹در خرابات مغان منزل نمی‌باید گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱وقت رندی خوش که کام از موسم گل برگرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.