پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۶

حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت

آتشی تا هست زور این کمان باید گرفت

از سخن بسیار گفتن، می شود کوته حیات

توسن عمر سبکرو را عنان باید گرفت

آبهای تیره روشن می شود ز استادگی

گوشه ای تا ممکن است از مردمان باید گرفت

طفل بدخو را نمی سازد ترشرویی خموش

تلخ گویان را به شیرینی دهان باید گرفت

گرچه دامان وسایل پرده بیگانگی است

دامن شب به زاری و فغان باید گرفت

مرگ تلخ از زندگی خوشتر بود در کشوری

کز دهان سگ هما را استخوان باید گرفت

تا به زردی آفتاب عمر ننهاده است روی

داد خود از باده چون ارغوان باید گرفت

ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار

در جوانی ها تمتع از جهان باید گرفت

پرده دام است خاک نرم این بستانسرا

بر سر شاخ بلندی آشیان باید گرفت

ظلم باشد در تماشا خرج کردن عمر را

تا نظر بازست عبرت از جهان باید گرفت

صید فربه بی گداز تن نمی آید به دست

مشق پیچ و تاب ازان موی میان باید گرفت

حفظ زر را نیست تدبیری به از بذل زکات

خون گلها را ز منع باغبان باید گرفت

دولت جاوید اگر صائب تمنا می کنی

ملک معنی را به شمشیر زبان باید گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸وقت خط کام از لب چون نوش می باید گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹در خرابات مغان منزل نمی‌باید گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱وقت رندی خوش که کام از موسم گل برگرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.