فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱ سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
- غزل شمارهٔ ۲ به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبها
- غزل شمارهٔ ۳ جوانی بگذرد یا رب به کام دل جوانی را
- غزل شمارهٔ ۴ جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
- غزل شمارهٔ ۵ تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
- غزل شمارهٔ ۶ به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
- غزل شمارهٔ ۷ جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
- غزل شمارهٔ ۸ ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
- غزل شمارهٔ ۹ گل خواهد کرد از گل ما
- غزل شمارهٔ ۱۰ نوید آمدن یار دلستان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱ به قصد کوی تو بیرحم عاشقان ز وطنها
- غزل شمارهٔ ۱۲ روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
- غزل شمارهٔ ۱۳ مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
- غزل شمارهٔ ۱۴ بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
- غزل شمارهٔ ۱۵ شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
- غزل شمارهٔ ۱۶ چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
- غزل شمارهٔ ۱۷ قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
- غزل شمارهٔ ۱۸ ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت
- غزل شمارهٔ ۱۹ هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست
- غزل شمارهٔ ۲۰ حرف غمت از دهان ما جست
- غزل شمارهٔ ۲۱ لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
- غزل شمارهٔ ۲۲ ای باده ز خون من به جامت
- غزل شمارهٔ ۲۳ گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
- غزل شمارهٔ ۲۴ چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
- غزل شمارهٔ ۲۵ یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
- غزل شمارهٔ ۲۶ مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
- غزل شمارهٔ ۲۷ شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
- غزل شمارهٔ ۲۸ بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
- غزل شمارهٔ ۲۹ بتان نخست چو در دلبری میان بستند
- غزل شمارهٔ ۳۰ با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
- غزل شمارهٔ ۳۱ در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
- غزل شمارهٔ ۳۲ کدام عهد نکویان عهد ما بستند
- غزل شمارهٔ ۳۳ دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
- غزل شمارهٔ ۳۴ نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
- غزل شمارهٔ ۳۵ داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
- غزل شمارهٔ ۳۶ گفتم که چاره غم هجران شود نشد
- غزل شمارهٔ ۳۷ گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
- غزل شمارهٔ ۳۸ به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد
- غزل شمارهٔ ۳۹ دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
- غزل شمارهٔ ۴۰ آن دلبر محملنشین چون جای در محمل کند
- غزل شمارهٔ ۴۱ شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
- غزل شمارهٔ ۴۲ امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
- غزل شمارهٔ ۴۳ گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۴۴ تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۴۵ گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
- غزل شمارهٔ ۴۶ بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
- غزل شمارهٔ ۴۷ از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
- غزل شمارهٔ ۴۸ با من ار هم آشیان میداشت ما را در قفس
- غزل شمارهٔ ۴۹ رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
- غزل شمارهٔ ۵۰ شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
- غزل شمارهٔ ۵۱ دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
- غزل شمارهٔ ۵۲ پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
- غزل شمارهٔ ۵۳ سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
- غزل شمارهٔ ۵۴ غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
- غزل شمارهٔ ۵۵ کردهاست یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
- غزل شمارهٔ ۵۶ به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
- غزل شمارهٔ ۵۷ شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
- غزل شمارهٔ ۵۸ بیمهری اگر چه بیوفا هم
- غزل شمارهٔ ۵۹ مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
- غزل شمارهٔ ۶۰ ای گمشدهدل کجات جویم
متن اشعار به نقل از گنجور.