پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶

گفتم که چاره غم هجران شود نشد

در وصل یار مشکلم آسان شود نشد

یا از تب غمم شب هجران کشد نکشت

یا دردم از وصال تو درمان شود نشد

یا آن صنم مراد دل من دهد نداد

یا این صنم‌پرست مسلمان شود نشد

یا دل به کوی صبر و سکون ره برد نبرد

یا لحظه‌ای خموش ز افغان شود نشد

یا مدعی ز کوی تو بیرون رود نرفت

چون من اسیر محنت هجران شود نشد

یا از کمند غیر غزالم جهد نجست

یا ز الفت رقیب پشیمان شود نشد

یا از وفا نگاه به هاتف کند نکرد

یا سوی او ز مهر خرامان شود نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  3. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  5. غزل شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.