پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد

در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمی‌خندد

ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی

در این محفل به کام دل دمی گر بیغمی خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  2. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  4. غزل شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.