پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱

شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید

غنیمت دان که بی ما و تو بس لیل و نهار آید

شتابت چیست ای جان از تنم خواهی برون رفتن

دمی از جسم من بیرون مرو شاید که یار آید

تو ای سرو روان تا از کنارم بی‌سبب رفتی

شب و روز از دو چشمم اشک حسرت در کنار آید

شدم دور از دیار یار و شد عمری که سوی من

نه مکتوبی ز یار آید نه پیکی زان دیار آید

ازو هاتف به این امید دل خوش کردم و مردم

که شاید گاهگاهی بعد مرگم بر مزار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
  7. غزل شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
  8. غزل شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.