پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳

گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد

دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد

گر عتاب است وگر ناز کدام است آن کار

که به اغیار توان کرد و به ما نتوان کرد

من گرفتم ز خدا جور تو خواهد همه کس

لیک جور این همه با خلق خدا نتوان کرد

فلکم از تو جدا کرد و گمان می‌کردم

که به شمشیر مرا از تو جدا نتوان کرد

سر نپیچم ز کمندت به جفا آن صیدم

که توان بست مرا لیک رها نتوان کرد

جا به کویت نتوان کرد ز بیم اغیار

ور توان، در دل بی‌رحم تو جا نتوان کرد

گر ز سودای تو رسوای جهان شد هاتف

چه توان کرد که تغییر قضا نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
  5. غزل شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
  6. غزل شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
  7. غزل شمارهٔ ۵۱دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
  8. غزل شمارهٔ ۵۲پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.