پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶

بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز

در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز

روزم سیه است از غم هجران بود آیا

چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز

در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند

آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز

گردون ستمگر کند این کار که باشد؟

یاری به مراد دل یاری نه و هرگز

در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است

جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
  2. غزل شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
  3. غزل شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
  4. غزل شمارهٔ ۵۱دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
  5. غزل شمارهٔ ۵۲پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
  6. غزل شمارهٔ ۵۳سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
  7. غزل شمارهٔ ۵۴غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل
  8. غزل شمارهٔ ۵۵کرده‌است یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.