پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود

غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود

آخر از حسرت بالای تو ای سرو روان

تا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود

گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودک

آفت دین و دل پیر و جوان خواهد بود

رمضان میکده را بست خدا داند و بس

تا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود

پا مکش از سر خاکم که پس از مردن هم

به رهت چشم امیدم نگران خواهد بود

هاتف این‌گونه که دارد هوس مغبچگان

بعد ازین معتکف دیر مغان خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
  4. غزل شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
  5. غزل شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
  6. غزل شمارهٔ ۵۱دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
  7. غزل شمارهٔ ۵۲پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
  8. غزل شمارهٔ ۵۳سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.