پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند

گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند

بر نمی‌دارم از این در سر خویش ای دربان

صد ره از سنگ جفای تو گرم سر شکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  2. غزل شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.