پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

که ز جان در ره آن جان جهان می‌گذرد

از مقیم حرم کعبه نباشد کمتر

آنکه گاهی ز در دیر مغان می‌گذرد

نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادم

که بد و نیک جهان گذران می‌گذرد

دل بیچاره از آن بیخبر است ار گاهی

شکوه از جور تو ما را به زبان می‌گذرد

آه پیران کهن می‌گذرد از افلاک

هر کجا جلوهٔ آن تازه جوان می‌گذرد

چون ننالم که مرا گریه کنان می‌بیند

به ره خویش و ز من خنده‌زنان می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  3. غزل شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.