پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷

جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا

غمناک چو می‌خواهی ما را تو ، چنین بادا

بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهی

شادش چو نمی‌خواهی غمگین‌تر ازین بادا

هر سرو که افرازد قد پیش تو و نازد

چون سایه‌ات افتاده بر روی زمین بادا

با مدعی از یاری گاهی نظری داری

لطف تو به او باری چون هست همین بادا

جز کلبهٔ من جائی از رخش فرو نایی

یا خانهٔ من جایت یا خانهٔ زین بادا

گر هست وفا گفتی هم در تو گمان دارم

در حق منت این ظن برتر ز یقین بادا

پیش از همه کس افتاد در دامِ غمت هاتف

امید کز این غم شاد تا روز پسین بادا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹گل خواهد کرد از گل ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۰نوید آمدن یار دلستان مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۱به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۱۲روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
  6. غزل شمارهٔ ۱۴بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
  7. غزل شمارهٔ ۱۵شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
  8. غزل شمارهٔ ۱۶چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.