پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا

جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا

ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر شب می‌شوی

شمع بزم غیر و می‌خواهی در آن محفل مرا

بعد عمری زد به من تیغی و از من درگذشت

کشت لیک از حسرت تیغ دگر قاتل مرا

بارها گفتم که پیکانش ز دل بیرون کشم

جهدها کردم ولی برنامد این از دل مرا

خط برآوردی و عاشق کشتی آخر کرد عشق

غرقه در دریا تو را آسوده در ساحل مرا

چاره جو هاتف برای مشکل عشقم ولی

مشکل از تدبیر آسان گردد این مشکل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰نوید آمدن یار دلستان مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۱۲روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
  5. غزل شمارهٔ ۱۴بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
  6. غزل شمارهٔ ۱۵شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
  7. غزل شمارهٔ ۱۶چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.