پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است

مینای ما تهی است دل ما از آن پر است

ای عندلیب باغ محبت گل وفا

کم جو ز گلبنی که بر آن آشیان پر است

خالی است گر خم فلک از بادهٔ نشاط

غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است

سرو تو را به تربیت من چه احتیاج

نخل رطب فشان تو را باغبان پر است

جانی نماند لیک اگر جان طلب کنی

بهر تن ضعیف من این نیم جان پر است

هاتف به من ز جور رقیب و جفای یار

کم کن سخن که گوشم ازین داستان پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۹هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰حرف غمت از دهان ما جست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲ای باده ز خون من به جامت
  6. غزل شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
  7. غزل شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
  8. غزل شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.