پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت

گفتم روم از کوی تو گفتا به سلامت

گفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشق

گفتم چه بود حاصل آن گفت ندامت

هر جا که یکی قامت موزون نگرد دل

چون سایه به پایش فکند رحل اقامت

در خلد اگر پهلوی طوبیم نشانند

دل می‌کشدم باز به آن جلوهٔ قامت

عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزی

در بر کنم از وصل تو تشریف کرامت

دامن ز کفم می‌کشی و می‌روی امروز

دست من و دامان تو فردای قیامت

امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگ

بر خاک شهیدان تو خار است علامت

ناصح که رخش دیده کف خویش بریده است

هاتف به چه رو می‌کندم باز ملامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  4. غزل شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.