پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

چه گویمت که دلم از جدائیت چون است

دلم جدا ز تو دل نیست قطرهٔ خون است

تو کرده‌ای دل من خون و تا ز غصه کنی

دوباره خون به دلم پرسیم دلت چون است

نه زلف و خال و رخ لیلی، آن دگر چیز است

که آفت دل و صبر و قرار مجنون است

ز مور کمترم و می‌کشم به قوت عشق

به دوش باری، کز حد پیل افزون است

ز من بریدی اگر مهر بی‌سبب دانم

که این نه کار تو این کار ، کار گردون است

اگر به قامت موزون کشد دل هاتف

نه جرم او که تقاضای طبع موزون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  3. غزل شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
  8. غزل شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.