پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱

در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد

آری کسی که دل داد پروای جان ندارد

پرسی ز من که دارد؟ زان بی‌نشان نشانی

هر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد

یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز

دیدم تمام هر کس این دارد آن ندارد

بر من نه از ترحم کم کرده یار بیداد

تاب جفا ازین بیش در من گمان ندارد

هاتف غلامی تو خواهد بخر به هیچش

این کار اگر ندارد سودی، زیان ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
  2. غزل شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  8. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.