پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید

تا بوی او نسیم صبا از کجا شنید

بیگانه گفت اگر سخنی در حقم چه باک

این می‌کشد مرا که ازو آشنا شنید

رازی که با تو گفتم و آنجا کسی نبود

غیر از من و خدا و تو، غیر از کجا شنید

دل سوخت بر منش همه گر سنگ خاره بود

غیر از تو هر که حال مرا دید یا شنید

فرخنده عاشقی که ز دلدار مهربان

گر حرف مهر گفت حدیث وفا شنید

پیغام حور نشنود از خازن بهشت

گوئی کز آشنا سخن آشنا شنید

نشنیدی ای دریغ و ندیدی که از کسان

هاتف چه‌ها ز عشق تو دید و چه‌ها شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  6. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  8. غزل شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.