پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲

کدام عهد نکویان عهد ما بستند

به عاشقان جفاکش که زود نشکستند

خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل ما

به یک نگاه نکردند و می‌توانستند

نخست چون در میخانه بسته شد گفتم

کز آسمان در رحمت به روی ما بستند

مکن به چشم حقارت نظر به درویشان

که بی‌نیاز جهانند اگر تهی دستند

حریف عربدهٔ می کشان نه‌ای ای شیخ

به خانقاه منه پا که صوفیان مستند

غم بتان به همه عمر خوردم و افسوس

که آخر از غمشان مردم و ندانستند

ز جور مدعیان رفت از درت هاتف

غمین مباش گر او رفت دیگران هستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  7. غزل شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.