پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست

رحم گویا در دل بی‌رحم آن مه پاره نیست

کو دلی کز آن دل بی‌رحم سنگین نیست چاک

کو گریبانی کز آن چاک گریبان پاره نیست

ای دلت در سینه سنگ خاره با من جور بس

در تن من آخر این جان است سنگ خاره نیست

گاه گاهم بر رخ او رخصت نظاره هست

لیک این خون گشته دل را طاقت نظاره نیست

جان اگر خواهی مده تا می‌توانی دل ز دست

دل چو رفت از دست غیر از جان سپردن چاره نیست

کامیاب از روی آن ماهند یاران در وطن

بی‌نصیب از وصل او جز هاتف آواره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  2. غزل شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
  7. غزل شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
  8. غزل شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.