پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸

بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد

یاد من گو نکند غیر فراموشش باد

یار بی‌غیر که می در قدحش خون گردد

خون من گر همه ریزد به قدح نوشش باد

سرو اگر جلوه کند با تن عریان به چمن

شرمی از جلوهٔ آن سرو قبا پوشش باد

دوش می‌گفت که خونت شب دیگر ریزم

امشب امید که یاد از سخن دوشش باد

ننگ یار است که یاد آرد از اغیار مدام

نام این فرقهٔ بدنام فراموشش باد

دل که خو کرده به اندوهِ فراقت همه عمر،

با خیالت همه شب دست در آغوشش باد

هاتف از جور تو دم می‌نزند لیک تو را

شرمی از چشم پر آب و لب خاموشش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
  5. غزل شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.