پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹

بتان نخست چو در دلبری میان بستند

میان بکشتن یاران مهربان بستند

دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی

به روی من همه درهای آسمان بستند

مگر میان بتان روی آن صنم دیدند

که اهل صومعه زنار بر میان بستند

به آشیانه نبستند عندلیبان دل

اگر دو روز در این گلشن آشیان بستند

فغان که مدعیان از جفا برون کردند

مرا ز شهر تو و راه کاروان بستند

رساند کار به جایی جفای گل چینان

که در معاینه بر روی باغبان بستند

جفاکشان سخنان با تو داشتند ولی

چو هاتف از ادب عاشقی زبان بستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
  3. غزل شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
  4. غزل شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.