پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است

که مدعا طلبیدن ز یار بی‌ادبی است

حکیم جام جم و آب خضر چون گوید

مراد جام زجاجی و بادهٔ عنبی است

نرنجم ار سخن تلخ گویدم که ز پی

شکرفشان لبش از خنده‌های زیر لبی است

شب از جفای تو می‌نالم و چو می‌نگرم

همان دعای تو با ناله‌های نیمه شبی است

به یک کرشمهٔ چشم فسونگر تو شود

یکی هلاک یکی زنده این چه بوالعجبی است

برد دل از همه کس نظم او که هاتف را

ملاحت عجمی و فصاحت عربی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
  2. غزل شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
  3. غزل شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  6. غزل شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.