پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست

عاشقم عاشق مرا با وصل و هجران کار نیست

هر شب از افغان من بیدار خلق اما چه سود

آنکه باید بشنود افغان من بیدار نیست

در حریمش بار دارم لیک در بیرون در

کرده‌ام جا تا چو آید غیر گویم یار نیست

دل به پیغام وفا هر کس که می‌آرد ز یار

می‌دهم تسکین و می‌دانم که حرف یار نیست

گلشن کویش بهشتی خرم است اما دریغ

کز هجوم زاغ یک بلبل درین گلزار نیست

سر عشق یار با بیگانگان هاتف مگو

گوش این ناآشنایان محرم اسرار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲ای باده ز خون من به جامت
  3. غزل شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
  4. غزل شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
  5. غزل شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  8. غزل شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.