پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت

که اول از دل مجروح من نشان نگذاشت

ز بی‌وفایی گل بود مرغ دل آگاه

از آن به گلبن این گلشن آشیان نگذاشت

ز شوق دیدن آن گل، ستم نگر که شدم

رضا به رخنهٔ دیوار و باغبان نگذاشت

رسید کار به جایی که یار بگذارد

ز لطف بر دل من دستی، آسمان نگذاشت

ز ناز بر دل پیر و جوان در این محفل

کدام داغ که آن نازنین جوان نگذاشت

شکایتی ز سگانت نبود هاتف را

بر آستان تواش جور پاسبان نگذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰حرف غمت از دهان ما جست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲ای باده ز خون من به جامت
  4. غزل شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
  5. غزل شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
  6. غزل شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.